یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶
  • #
  • #
بدون دیدگاه | کد خبر: 168202 |
۲۶ / ۰۵ / ۱۳۹۶ | |

مجله ستاره ها: یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند + عکس

به گزارش ایران استایل برترین ها – ایمان عبدلی: مهرداد میناوند یا (اغتشاش هفته) نوشتن از موضوعاتی که یک طرف آن هواداران قرمز و آبی  قرار دارند سخت است. نوشته ها قضاوت می شوند و مخاطبانش آن را تحدید می کنند. در ماجرای توهین های غیرقابل توجیه مهرداد میناوند به مهدی رحمتی و علیرضا منصوریان […]

مجله اینترنتی ایران استایل

به گزارش ایران استایل

برترین ها – ایمان عبدلی:

مهرداد میناوند یا (اغتشاش هفته)

نوشتن از موضوعاتی که یک طرف آن هواداران قرمز و آبی  قرار دارند سخت است. نوشته ها قضاوت می شوند و مخاطبانش آن را تحدید می کنند. در ماجرای توهین های غیرقابل توجیه مهرداد میناوند به مهدی رحمتی و علیرضا منصوریان هم که قضیه بد از بدتر است.

در واقع میناوند چیزهایی را رسمیت داده که روز و شب در صفحات مجازی دست به دست می شود. این ها حرف هایی است که دائما تکرار می شود. القاب زننده ای که البته یک چهره ی ورزشی حق ندارد با بیان آن مقابل دوربین تلویزیون، به آن ها رسمیت بدهد. خیلی ها اقدام میناوند را به درستی تقبیح کردند، اما آیا این حجم زیاد از تقبیح کنندگان اخلاق مدارند و دغدغه اخلاق دارند؟ پس این جمعیت هتاک مجازی و استادیومی از کجا می آیند؟

 قاعدتا بخشی از این تقبیح کنندگان، همان توهین کنندهای مجازی و استادیومی هستند که حالا پرچمدار اخلاق شده اند. نشان به این نشان که میناوند را «خانم» تلقی می کنند و در مورد گذشته و پوشش او حرف می زنند، در واقع همان کاری را می کنند که میناوند هم کرده! توهین و تخریب و… پس این ژست باورپذیر نیست! و متاسفانه معترضین باز هم متعصبانه به ماجرا نگاه کرده اند. اما از دنیای کوچک قرمز و آبی که بگذریم، مساله مهم تر برنامه «من و شما» است.

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

این همه نوشته اند که میناوند بد گفت و منصوریان فلان و رحمتی بهمان، یکی حواسش به این برنامه نبود که با اجرای یک سابقا ژورنالیست جان تازه ای گرفته و فضای صریحی دارد. از نعمات برنامه های جنگ محور تلویزیونی یکی همین است که تنش و حاشیه ایجاد می کنند و به قولی موج سازی می کنند. آرش ظلی پور راهش را خوب بلد است. این بار شاید کمی تند رفته، اما کلیت داستان مورد توجه قرار گرفتن یک برنامه از صدا و سیمای خودی است. این فی نفسه اتفاق خوبی است. اگر قرار بر این باشد که هر بار خندوانه را به صلابه بکشیم و رامبد را فحش بدهیم، مدیری را تنبیه کنیم (نقد تفاوت دارد) علی ضیا را دست بیاندازیم، دامنه ی عرف را از نگاه و منظر دست و پا گیرش بزرگتر کرده ایم. این بزرگتر شدن عرف های دست و پا گیر و این فاصله گرفتن از فضای واقعی، به گسترش فضای ریاکارانه دامن می زند. گسترش فضای ریاکارانه جمعیتی را دلسرد می کند و فضا مملو از آدم های مغشوشی می شود که از جنجال ها و از ابهام  در هر سطح و حوزه ای نون می خورند . مثلا هتاک و متعصب اند ولی ژست اخلاق می گیرند، دیگر دوغ و داشاب را هم نمی شود تشخیص داد، مثل همین ماجرای اخیر.

 به عبارتی فضا هر چه عینی تر و شفاف تر و هر چه فاصله رسانه با واقعیت زندگی مردم کمتر باشد، اغتشاش فکری کم می شود. نتیجه این که با بزرگ نمایی این ماجرا در حداقلی ترین زیان، «من و شما» و صدا و سبما در جذب مخاطب ضعیف تر می شوند. کار را به هر مدل از کار فرهنگی سخت نکنیم والا که قرمز و آبی آن قدر هم مهم نیست که یک روز آرش ظلی پور و روز دیگر جواد خیابانی قربانی آن شوند.   

    


 

محسن حججی یا (قهرمان هفته)


سیل ابراز همدردی ها و همراهی های مردمی در رابطه با شهادت مظلومانه محسن حججی نشان می دهد که جامعه به شدت تحت تاثیر این واقعه قرار گرفته، در این میان اما عده ای ساز مخالف می زنند. همان هایی که با بحث و جدل در مورد چرایی وجود مدافعان حرم یک موضوع امنیتی را چالشی می کنند. آیا با حق با آنهاست؟

برای روشن تر شدن ماجرا بر می گردیم دو ماه قبل تر؛ میانه ی خرداد و غافلگیری حمله داعش به مجلس و حرم مطهر امام خمینی (ره). روزهایی که تکان خوردیم و خطر را بیخ گوشمان حس کرده بودیم. در آن روزها یک نکته ی حاشیه ای جلب توجه می کرد؛ تمام آن هایی که در چرایی وجود مدافعین حرم قلم فرسایی کرده بودند و یا لب به اعتراض گشوده بودند، در سکوت محض تلویحا وجود نیروهای امنیتی را قدر می دانستند. انگار تازه متوجه شده بودند که این جوان هایی که بی سرو صدا راهی سوریه و عراق می شوند، چه وجود با برکتی دارند. آن قدر که با محاسبات این دنیایی نمی شود سنجیدشان.

منتقدان شاید دوباره فراموش کار شده اند، به راستی با کدام پول و کدام وعده و پاداش، دل کدام خانواده در کجای دنیا راضی می شود که جوان هایشان این گونه از دست بروند؟ جای آن ها را چه چیزی جز اعتقاد و ایمان قلبی پر می کند؟ مخلص کلام این که اگر منتقد حضور نیروهای داخلی در معرکه سوریه هستیم  یا اگر سرمایه گذاری و حضور در لبنان و عراق را منطقی نمی دانیم. دلیلی بر این نیست که از کل به جز برسیم و مسائل بی ارتباط با هم را تعمیم بدهیم و از این تعمیم یافتگی یک نتیجه گیری کلی کنیم که هر چه در این ساختار وجود دارد، غلط است!

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

 ما می توانیم نسبت به سیاستگذاران حضورهای این چنینی در کشورهایی نظیر سوریه سوال داشته باشیم، اما این که هر نوع کنش فداکارانه را زیر سوال ببریم، عین بی رحمی و قساوت است. این که کدام نهادها در این زمینه تصمیم گیر هستند را می دانیم و دلایلشان را شنیده ایم و اوضاع خاورمیانه را هم می دانیم. توجیه بشویم یا نه، مساله دیگری است و صد البته که به وجود پاک امثال محسن حججی هیچ ارتباطی ندارد. نکته پایانی هم این که خیلی خوب است که با اتفاقاتی نظیر حججی قهرمان هایمان را پیدا می کنیم،عکس هایش را به اشتراک می گذاریم، طبع لطیفمان به کار می افتد و به هر حال شاخک هایمان نسبت به اتفاقات روز حساس تر می شود. فقط ای کاش از لایه ی اولیه ی چنین خبرهایی عبور کنیم و مسائل را در بستر تاریخ و نه فقط محدود به دوره های زمانی خاص قضاوت کنیم.

به هر حال این حجم از فداکاری ارزشش را دارد که به عمق برویم و کمی تحولات منطقه را رصد کنیم. خبرها اصل ماجرا نیستند، بهانه هایی هستند که کمی ذهن را پیچ و تاب دهیم. خبر در فضای امروز رسانه ها در وهله ی اول آگهی هست، ذهن ما قابلیت این را دارد که تبدیلش کند به آگاهی.


محمد علی نجفی یا (شهردار هفته)


اصلاح طلبان عاقبت نجفی را بر کرسی شهرداری تهران نشاندند. به جرات این اصلاح طلبانه ترین انتخاب این روزها است. روحانی که همچنان دلخوش به ژنرال های کارکشته است و تقریبا همان ترکیب قبلی را انتخاب کرده و از وزرای دوران اصلاحات خبری نیست. اما در شورای تهران خبرهای دیگری است و نجفی در صدر نشسته. اما چرا جایگاه شهرداری تهران انقدر مهم شده است؟

گوشه گوشه تهران پازلی است از تمام ایران! تمام لهجه ها و گویش ها این جا نماینده دارند. از راننده تاکسی تا کارگر ساندویچی و از مهندس و روزنامه نگار هر کدام در ظاهر ساکن تهران هستند و در بطن ماجرا عقبه ای دیگر دارند. از همین رو مدیریت تهران ابعادی بزرگتر و پیچیده تر از اداره یک پایتخت را با خودش دارد. حالا خوب و بد تهران به تمام ایران تسری پیدا می کند. چون این جمعیت روز به روز در حال افزایش، دائما خوب و بد این شهر را به دورترین نقاط مخابره می کنند. سومدیریت این شهر می تواند تصویری ناخوشایند از کلیت نظام بسازد و حسن مدیریت هم می تواند مردم را به آینده امیدوار کند.

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

تهران چیزهایی دارد که در ذات پایتخت هاست. مثل: تجمع ثروت و وارث چیزهای دیگری است که همه پایتخت ها به این شدت ندارند. وارث بیکاری و صنعت ناخوش و کم آبی و کشاورزی در حال احتضار در جای جای ایران است. تهران بار ناتوانی توزیع نادرست ثروت را در اقصی نقاط کشور به دوش می کشد. باید با حجم غیر منطقی از ترافیک و اتومبیل بسازد و باید قد بکشد عمودی و کش بیاید افقی! آبش براه باشد، نان که می دهد و …البته درگیر مسائلی مثل همنشینی غیر مترقبه فرهنگ های ناهمگون هم هست. بحث های قومیتی، دسته و گرو کشی های پنهانی که زیر پوست شهر خانه کرده که خودش حدیث مفصلی است. فکر کنید این همه فرهنگسرا و مراکز فرهنگی نمی تواند از این شهر یک جمعیت متوازن تر بسازد. هویت ها در این جا متنوع و متکثر و فارغ است. تکثر و تنوع خوب است اما فارغ بودن چیز دیگریست. شهردار تهران بودن یعنی به همه این ها نگاه داشتن. مساله فقط تراکم و ترافیک و تامین انرژی نیست. لایه لایه این شهر احوالاتی دارد که غفلت و ناکارآمدی می تواند خاطره ی خوش از مردانی چون نجفی را مغشوش کند. مقصود این که اصلاحات در آزمون دشواری است اگر بتواند حال تهران را خوش کند دل تمام ایران را بدست می آورد و اگر نه که شاید «تکرار» هم کارساز نباشد.


علی حاتمی یا (کارگردان هفته)


به مناسبت زادروز علی حاتمی

در سال های پسا فرهادی (تکرار کم خلاقیت سینمای اجتماعی) و طی یک دهه گذشته به طور خاص، سینمای ایران از چیزهایی خالی شده که هر چقدر به گذشته نگاه می کنیم بیشتر این جای خالی به چشم می آید؛«رنگ بندی و هویت های متکثر» در زمانه ی علی حاتمی هر کارگردان و یا غالب آن ها مختصاتی را ارائه می کردند که ویژه ی خود آن ها بود

فیلم علی حاتمی واجد مولفه هایی بود که فقط برای خود علی حاتمی بود. تماشای او یعنی تماشای کارهایی تاریخی و نوستالژیک و شاعرانه، می توانستی این ملغمه ی دیالوگ و شعر و تاریخ و خوش رنگ و لعاب را دوست داشته باشی و برایش جان بدهی و یا برعکس نخواهی و اصلا تماشایش هم نکنی؛ دلشدگان، سوته دلان، هزار دستان، مادر و طوقی و… همه مولفه های مشترکی داشتند که از جهان ذهنی «منفرد» سازنده اش نشات می گرفت، جهانی خاص و یگانه و در نهایت اصیل.!

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

محصولات فرهنگی وقتی در دسترس و در چرخه ی انتخاب قرار می گیرند، مثل: هر عرضه ی داد و ستد دیگری اگر منحصر به فرد و اصیل نباشند و در عرضه و تقاضا دچار دردسر خواهند شد و این حال و روز سینمایی است که نه حاتمی دارد، نه مهرجویی اش آن نگاه فلسفی سهل و ممتنع دارد، نه تقوایی اش دل به کار می دهد، نه بیضایی اش در جریان است و این می شود که با کلی کارگردان پیرو طرفیم. دنباله روهایی که از موفقیت دیگری کپی می کنند و رد کپی را هم نمی توانند پاک کنند. پس از سمت تماشاچی تیزهوش طرد می شوند. جای حاتمی و حاتمی ها خالی است.


نیکی کریمی یا (هنرپیشه هفته)


حضور نیکی کریمی در یک تیزر تبلیغاتی حاشیه های فراوانی داشته. هفته ی قبل هم سوژه ای مشابه این را داشتیم و از حضور رضا کیانیان در چنین پروژه هایی نوشتیم. این بار اما ماجرا کمی فرق می کند. کیانیان روی بیلبورد و برای دمنوش حضور یافته بود و نیکی کریمی در تبلیغ یک اپراتور تلفن همراه و در یک تیزر تبلیغاتی حضور داشته. نفس هردو پروژه یکی است؛ در هر دو بحث حضور یک بازیگر در پروژه ای تبلیغاتی برای کسب درآمد است. بازیگر نفع مالی می برد و آن برند هم از چهره و اعتبار بازیگر به نفع خودش استفاده می کند.

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

پیش از این  گفتیم که چنین حضورهایی در تمام دنیا مرسوم هست و خیلی ها در این دست پروژه ها شرکت می کنند. دلایلی آوردیم که نمی شود در این رابطه مطلق نگری کرد و بسته به شخص و برند و فضا باید این حضورها را قضاوت کرد. به همان دلایلی که در گذشته آمده بود، حضور نیکی کریمی پذیرفته تر است تا کیانیان.

چون نیکی کریمی اصلا با زیبایی اش چهره شده. او در«عروسِ» افخمی با رفتاری که عشوه و نجابت  را توامان داشت به سینما نفوذ کرد. جایگاه او دقیقا در چنین تیزرهایی می نشیند. برخلاف کیانیان که کلا به عنوان یک بازیگر تکنیکی شناخته می شود. نیکی کریمی چهره ای بود که بعدتر بازیگر شد و البته کارگردان، نویسنده و مترجم هم! از همین جهت این رفتار به کریمی می آید. او در دسته ی مدل بازیگرها قرار می گیرد. در ضمن آن هایی هم که حضور کریمی را استفاده ابزاری از زنان می دانند، ظاهرا مفهوم زیبایی را درست متوجه نشده اند و تفکرشان حاصل خلط چند مفهوم بی ارتباط به هم در مورد کالبد زنان است.


عبداله سامری یا (نماینده هفته)


توهین نماینده مردم خرمشهر به ظریف در حین سخنرانی وزیر امورخارجه در مجلس خبرساز شد.  کسی از نمایندگان مجلس توقع رفتاری در حد الگوها و اسطوره های اخلاقی را ندارد، اما خب این جنس فحاشی ها هم بیشتر به قامت آدم های مستاصل کوچه و خیابان می آید. توقع مدیریت کلام، کف مطالبات یک مردم از یک نماینده است. سلفی را می شود در بستر هیجان زدگی توجیه کرد، اما فحاشی در جلسه علنی را سخت بشود، پذیرفت.

یک هفته و چند چهره؛ آرامش حججی و اغتشاش میناوند 

Let’s block ads! (Why?)

گرداوری : irstyle.net
گالری تصاویر جالب, عکس, عکس خوانندگان, بازیگران سریال, عکس سریال, عکس خنده دار, عکس جالب, عکس های جالب, Photos, Images

مطالب داغ

share share share share share
برچسب ها:
دانلود آهنگ جدید آرشیو »
دانلود اندروید آرشیو »
دانلود نرم افزار آرشیو »
دانلود والپیپر آرشیو »

نظرات بسته است.