شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
  • #
  • #
بدون دیدگاه | کد خبر: 168467 |
۲۷ / ۰۵ / ۱۳۹۶ | |

مجله ستاره ها: سیمین فمنیست نبود + عکس

به گزارش ایران استایل هفته نامه کرگدن – مجتبا پورمحسن: گفت و گو با کامیار عابدی درباره شعرهای سیمین بهبهانی؛ عابدی کتابی هم درباره زندگی و شعر سیمین بهبهانی با نام «ترنم غزل» نوشته است. بیست و هشتم تیر، نودمین سالروز تولد سیمین بهبهانی، یکی از غزل سرایان مطرح شعر معاصر بود. بهبهانی با شعرهایش، […]

مجله اینترنتی ایران استایل

به گزارش ایران استایل

هفته نامه کرگدن – مجتبا پورمحسن: گفت و گو با کامیار عابدی درباره شعرهای سیمین بهبهانی؛ عابدی کتابی هم درباره زندگی و شعر سیمین بهبهانی با نام «ترنم غزل» نوشته است.

بیست و هشتم تیر، نودمین سالروز تولد سیمین بهبهانی، یکی از غزل سرایان مطرح شعر معاصر بود. بهبهانی با شعرهایش، روحی تازه به جان شعر کلاسیک دمید و تلاش کرد با تجربه اوزان عروضی مهجور، فضای تازه ای برای غزل معاصر ایجاد کند. از سوی دیگر، بهبهانی همیشه در شعرهایش به اتفاقات سیاسی و اجتماعی پیرامونش واکنش نشان داد. با کامیار عابدی، نویسنده و منتقد و پژوهشگری که کتابی درباره زندگی و شعر سیمین بهبهانی با نام «ترنم غزل» نگاشته، گفت و گو کردیم.

سیمین فمنیست نبود

آقای عابدی، چرا سیمین بهبهانی در شعر معاصر ایران یک نام مهم است؟


به نظر من سیمین بهبهانی به این خاطر در شعر معاصر ایران مهم است که حدود هشت دهه در ادبیات زندگی کرد و حدود شش دهه یعنی بیش از شصت سال شعر گفت و عمده شعرهایش غزل بود. او چه در غزل هایی که سنتی بود و چه در غزل هایی که نیمه سنتی بود و چه در غزل های دیگرش، خیلی به غزل نو نزدیک شده بود، درواقع یک جور نگاه مدرن داشت و در همه آن ها تلاش کرد تجربه های روحی و حس خود را به شکل مطلوبی بیان کند و در شمار نسبتا قابل توجهی در این غزل ها توانست به عنوان یک شاعر برجسته مطرح شود.

سیمین بهبهانی نوآوری هایی را در اوزان عروضی داشته و خودش نیز در ابتدا و انتهای یکی از کتاب هایش توضیح داده است؛ این نوآوری ها در چه حدی بوده است؟


همان طور که می دانید در دهه چهل نوآوری هایی در غزل شروع شد که شاید قدیمی ترین نوآوری برای فروغ فرخزاد بود. در سال ۱۳۳۸ فروغ در غزل معروفش که به استقبال از غزل سایه گفت، نوآوری داشت. بعدا در دهه چهل شاعرانی مثل منوچهر نیستانی و اواخر دهه چهل حسین منزوی و دیگران شروع به نوآوری کردند.

سیمین هم در همان اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه این نوآوری ها را شروع کرد. ابتدا مثل بیشتر شاعرانی که غزل نو می گفتند، بیشتر هم و غمش متمرکز بود بر اینکه زبان غزل سنتی را به نوعی زبان که در همسایگی شعر نیمایی قرار دارد یا تاحدی نزدیکی دارد، برساند. وقتی به غزل نیستانی، منزوی و بعدها بهمنی و سیمین بهبهانی در دهه پنجاه نگاه کنید، این دو موضوع کاملا دیده می شود.

به تدریج سیمین بهبهانی علاوه بر این که زبان شعرهایش را مدرن کرد، روی وزن ها هم کار کرد و برخلاف دیگر شاعرانی که در این حوزه کمتر نوآوری داشتند به طرف وزن های خاصی رفت و عده ای از مخاطبان عام و خاص را به طرف خودش جذب کرد و عده ای را که  البته نگاهشان سنتی تر بود یا در نگاهشان شعر، در حد شعرهای سعدی و حافظ بود و در آن چارچوب قرار می گرفت، از غزل خودش دور کرد.

به هر حال از نیمه دهه پنجاه نوآوری های سیمین در حوزه غزل شروع شد. ابوالحسن نجفی اولین کسی بود که متوجه این نوآوری ها شد. او در سال ۱۳۵۹ در مقاله ای در مجله «آشنایی با دانش» به شماری از این وزن ها اشاره کرد و نوآوری های سیمین در حوزه اوزان عروضی خیلی وسیع تر از آن مقداری شد که مرحوم نجفی تهیه کرد و نوشته بود. بعدها خود سیمین تمام این وزن های نو را در مجموعه دیوانش مورد توجه قرار داد و فهرست کاملی از آن ها را در جلد اول دیوانی که «نگاه» چاپ کرد، آورده است.

سیمین فمنیست نبود

البته دیگر غزل سرایان معاصری که خواستند نوآوری کنند کمتر مثل سیمین سراغ اوزان عروضی رفتند. دلیل این که سیمین به نوع از اوزان عروضی روی آورد، چه بود؟


سیمین در چند جا در دهه شصت به این موضوع اشاره کرد. آن موقع به نظرم می آمد خیلی در مورد این موضوع و کارش قطعیت نداشت. اما در دهه هفتاد خیلی با قاطعیت در این مورد صحبت می کرد. اشاره سیمین این بود که من شعرم را با یک پاره وزنی شروع می کنم. آن پاره وزنی اول که ممکن است یک عبارت باشد.

شما می دانید که بخش اعظمی از شعرهای سیمین روی وزن های دوری است، یعنی در یک مصراع دو قسمت یا لت وجود دارد و تکرار می شود. سیمین می گفت این قسمت اول به من می گوید که قسمت های بعدی را به چه وزنی پیش ببرم و این قسمت اول خیلی اوقات در وزن های سنتی ما وجود ندارد.

بنابراین من براساس همان ریتم و آهنگی که آن لت اول یا قسمت اول در اختیار من قرار می دهد- یا همان طور خودش می گفت، این پاره اول- به طرف آن می رفتم. سیمین می گفت از نیمه دهه پنجاه در این فضا قرار گرفته است که شاید بتوان قدیمی ترین وزنش را در مجله های نیمه دوم دهه پنجاه پیدا کنیم و این را ادامه داد، به هر حال این نوآوری ضرباهنگ خاصی بود که او در شعرهایش پیدا کرد. گاهی این وزن ها به وزن هایی که در زمان قدیم وجود داشت، نزدیک بود.

من فکر می کنم- البته این موضوع را سیمین ننوشته- که سمینی از دهه چهل یا پنجا حرکت کرده بود که از غزل به سمت شعر نو بیاید و در نیمه راه در آستانه شعر نو یک خانه ای برای خودش ساخت؛ آن خانه، وزن های غیرمتعارف در غزل بود. حالتی بین شعر نیمایی و وزن های غزل سنتی. در این خانه با آرامش خاص خودش نوآوری می کرد که این کار سه دهه و نیم طول کشید.

آیا نوآوری های سیمین صرفا در حد اوزان عروضی بود یا در صورت و محتوای شعر نیز نسبت به بقیه تغییراتی ایجاد شد؟

 
بله، حتما ایجاد شد. خود موسیقی یک قسمت از محتوا را تغییر می دهد. چنان که موسیقی ای که نیما در شعر ایجاد کرد، روی محتوای شعر نیمایی تاثیر گذاشت و به تدریج فضاهای خاصی را برایش آفرید. حتی از خود افسانه هم می بینیم که وارد فضای سوررئالیستی شده و بعد وارد فضای سمبولیستی شده و بعدا هرچه موسیقی شعر نیمایی گسترش پیدا می کند، از فضای سنتی عبور می کند. در شعر سیمین هم، همین موضوع دیده می شود.

نکته ای که در شعر سیمین باید به آن توجه کرد، این است: این نوع موسیقی و ریتم به سیمین کمک می کرد که بتواند فضای مضمونی در شعر ایجاد کند. یعنی این که در هر بیتی فقط یک مضمون نیست و بیت دوم همان مضمون به انحای مختلف دارد، تکرار می شود. درواقع سیمین توانست- حالا اگر نگوییم داستانی- جنبه روایی را در شعرش قدرتمندتر کند، چون می دانید در شعر نو جنبه روایی قدرتمندتر است و سیمین هم با این فضای موسیقایی که در شعر می آفرید، این جنبه روایی را در دسترس ما قرار می داد.

سیمین فمنیست نبود

آقای عابدی در شعر سنتی ایران، این روایتگری بیشتر در مثنوی یا گونه های دیگر شعر رخ می داد. غزل ها معمولا مجموعه ای از تک ابیاتی بود که تقریبا یک مضمون در آن ها تکرار می شد؛ اما ترکیب در شعر سیمین بهبهانی تصویرگری و روایتگری توأمان بوده است. این را چطور ارزیابی می کنید؟


این موضوع یکی از ویزگی های خیلی خاص سیمین است که باعث می شود غزل هایش خواندنی شود و آدم هم بتواند با یک علاقه و رغبتی که از فضای سنتی دور شده این وحدت روایی را در یک شعر ببیند.

یکی از ویژگی های بیشتر شعرهای سیمین این است که شما می توانید شعر را از اول تا آخر دنبال کنید و احساس نکنید شاعر در مصراع سوم همان چیزی را که در مصراع اول گفته است، دارد تکرار می کند. یعنی فضا، فضای سیالی است هر کسی ساز خودش را نمی زند و همه در خدمت یک وحدت اندام وار و ارگانیک قرار دارند.

در مورد این که در ایران یا شاید در بسیاری از کشورهای مشابه ایران گاهی شاعر یا نویسنده وظیفه ای بیش از شاعری و نویسندگی پیدا می کند و در قالب یک روشنفکر ظاهر می شود، روشنفکری که یک مسئولیت اجتماعی برای خودش قائل است. سیمین بهبهانی هم چنین جایگاهی داشت. چقدر این موضوع بر شعرش تاثیر گذاشت؟


در دهه های بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، کم کم این موضوع تشدید شد و در سال ۱۹۴۷ که کتاب معروف «ادبیات چیست؟» ژان پل سارتر منتشر شد، این موضوع اهمیت پیدا کرد و شاعر دیگر فقط شاعر نبود. نویسنده فقط نویسنده نبود، بلکه یک منتقد اجتماعی یا یک فعال سیاسی بود. کسی که باید به فرهنگ مترقی جامعه خدمت کند. سارتر شعر را به دلیل جایگاه خاص زیبایی شناسی استثنا کرد.

سیمین بهبهانی در شعرهای اولیه اش- یعنی شعرهایی که در دهه های بیست و سی سروده، متاثر از آن فضای سوسیالیستی است و می توان گفت از یک جهانی دارد به این فضا کمک می کند. البته نه در همه غزل هایش؛ بخشی از غزل هایش جنبه عاشقانه دارد، ولی در بخشی از غزل هایش این فضای چپ گرایانه کاملا دیده می شود.

از اواخر دهه پنجاه به بعد فضای شعرهای سیمین به تدریج در دو وجه ادامه پیدا می کند؛ یکی مسائل شخصی و عاشقانه و احساس فردی به لحظه هایی که هر شاعر دارد، طبیعت گرایی و غیره و غیره است و و جه دیگر شعر سیمین بهبهانی هم به سمتی می رود که در ابتدای کارسیمین وجود داشته، ولی سیمین بهبهانی در این دوره به کلی با نگاه خیلی عمیق تری به آن نگاه می کند.

نکته جالب این است که از دهه پنجاه با این که کشور در کوران حوادث سیاسی هم قرار داشته، چه حوادث قبل و چه بعد از انقلاب، دیگر نمی توانیم بگوییم شعر سیمین بهبهانی، شعر سیاسی است. هرچند شاید در مجموع تعدادی از شعرهای سیمین را می توانیم ببینیم که در وارد مسائل سیاسی می شود. خود سیمین به نظرم در مجموع به عنوان یک فعال اجتماعی و فرهنگی کار می کند، اما او را در هیچ کدام از ایسم هایی که ما در جهان سیاست و اجتماع می شنویم نمی توان طبقه بندی کرد. یعنی نه می توانیم بگوییم سوسیالیستی است، نه مارکسیستی، نه هیچ ایسم دیگری.

ولی شعرهای اجتماعی دارد.


بله، شعرهای اجتماعی دارد، ولی او را داخل هیچ کدام از این ایسم ها نمی توانیم طبقه بندی کنیم. یعنی از دهه پنجاه تا پایان عمرش نمی توانیم بگوییم سیمین مثل شاملو افکار سوسیالیستی داشت. کاملا از این دسته بندی متمایز است.

سیمین فمنیست نبود

جواد مجابی در جایی گفته بود شعر سیمین، به نوعی شعر فرهنگ ملی است و بر طبقه ای بی هویت طغیان می کند که این طبقه نه به فرهنگ اهمیت می دهد، نه به ملیت و نه به هیچ چیز دیگر. چنین چیزی را در شعر سیمین بهبهانی می توان دید؟


دقیق یادم نیست که آقای مجابی چه گفته است، ولی این که سیمین یک نگاه انسانی و یک نگاه ملی داشت نکته درستی است. نمی توانیم حتی بگوییم نگاه سیمین سوسیالیستی بوده است. نگاهش انسانی و ملی بود. نگاهش ملی بود، بدون این که ناسیونالیستی شود. همه این ها در نگاه سیمین وجودداشت که موجب می شد همه افراد، گروه ها و اندیشه ها سیمین را چه به لحاظ توانایی ادبی و چه به لحاظ تفکر قبول داشته باشند، اما داخل هیچ کدام از چارچوب ها و قراردادهای سیاسی- اجتماعی قرار نمی گرفت. درواقع سیمین یک فکر خیلی متوسطی داشت که می توانست خیلی ها را به خودش جذب کند.

حتی نگاهش به زن فمنیستی نبود.


نه نبود، من هم با شما هم عقیده هستم. من بارها در این زمینه حضوری هم با او صحبت کرده بودم. او با کلمه فمنیسم مخالف بود. نگاهش به زن یک نگاه انسانی بود.

فکر می کنید سیمین بهبهانی در ایران ماندگار خواهدشد؟


بله، بی شک یکی از چهره های ماندگار شعر ماست. به یک نکته هم اشاره کنم بد نیست. ما سه چهره متمایز زن در حوزه شعر در کشور خودمان داریم که اولی پروپن، دومی فروغ و سومی بی شک سیمین است. این ها سه گرایش مختلف هستند. نگاه پروین بیشتر نگاه مادرانه است و خیلی هم جالب است که خودش هیچ وقت مادر نشد و بچه ای نداشت.

 سیمین فمنیست نبود

فروغ نگاهش زنانه است و حتی ممکن است یکی، دو شعر برای فرزندش سروده باشد، اما نگاهش زنانه است. به نظرم سیمین این موقعیت را پیدا کرد که شعرش هم زنانه باشد، هم مادرانه؛ گاهی زنانه- مادرانه گاهی مادرانه- زنانه، نقش هر دو گرایش را در شعرش می توانیم ببینیم. ولی نمی توانیم امتیازی بدهیم و آن طور که بعضی ها علاقه دارند بگویند فروغ بالاتر از سیمین بود، سیمین بالاتر از فروغ بود یا پروین بالاتر از همه بود، درجه بندی کنیم.

به نظرم این ها گرایش های مختلفی بود؛ چون ما یک نوع شعر نداریم، بلکه یک نفر مثل فروغ ممکن است شعرش صد در صد مدرن باشد، چه به لحاظ زبان، چه به لحاظ فکر، چه به لحاظ هایی که در ادبیات ما پنهان بودند و فروغ آن ها را هویدا می کند. یک فکر هم مثل فکر سیمین است که نگاه و شخصیت خاص خودش را که هم زنانه و هم مادرانه است و هم انسانی و هم ایرانی است، در شعرش مجموع می کند.

Let’s block ads! (Why?)

گرداوری : irstyle.net
گالری تصاویر جالب, عکس, عکس خوانندگان, بازیگران سریال, عکس سریال, عکس خنده دار, عکس جالب, عکس های جالب, Photos, Images

مطالب داغ

share share share share share
برچسب ها:
دانلود آهنگ جدید آرشیو »
دانلود اندروید آرشیو »
دانلود نرم افزار آرشیو »
دانلود والپیپر آرشیو »

نظرات بسته است.